خواجه نصير الدين الطوسي

319

تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )

ماليخوليا خلل دماغى و خيال خام 116 / 226 ماناى مانند ، شبه ، نظير 212 ماننده ادات تشبيه 92 مباينت دورى و جدائى 11 / 12 متاع كالا ، هرچه از او نفع گيرند 100 متانت استوارى 221 متحجر سنگ‌شده ( م ) 13 / 19 مترشح تراونده ، باجزاء كوچك بيرون‌شونده 18 متصغر الاجزاء اجزاء كوچك و خرد 13 متطرق قابل چكش و مطرقه گرديدن 204 / 222 متفتت شكسته و ريزشونده 24 / 29 / 30 / 41 متفنن ذوفنون - گونه‌گونه 203 متلاشى پريشان و خراب 21 / 258 متلون رنگ‌برنگ‌شونده 24 مثانه جاى جمع بول 164 / 233 مثقب آنچه بدان چيزى را سوراخ كنند 69 / 107 مثلث خوشبوئى كه از مشك و صندل و كافور مركب كنند 266 مجفف خشك‌كننده 175 / 214 مجوف ميان‌تهى - كاواك 58 محاذات در برابر افتادن 67 / 133 محترق سوخته و سوخته‌شونده 21 محتقن بازداشته‌شده 16 / 17 / 18 محك سنگ زركش كه بر آن زر را آزمايش كنند ( م ) 141 / 188